مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

98

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 440 . اجمال لفظى ابهام منتسب به لفظ اجمال لفظى ، در مورد لفظى اطلاق مىشود كه به‌حسب فهم عرف معناى آن به‌خودىخود آشكار نباشد ، مثل لفظ « عين » و جمله « ضرب زيد عمرا فضربته » كه اوّلى به خاطر اشتراك لفظى ، و دومى به دليل ابهام در مرجع ضمير ، داراى اجمال هستند . نيز ر . ك : اسباب اجمال . شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، ج 2 ، ص 105 . اجمال مفرد ابهام در معناى لفظ مفرد اجمال مفرد ، در مورد لفظ مفردى ( كلمه‌اى ) اطلاق مىشود كه به‌حسب فهم عرف معناى آن ظاهر نباشد ، مثل لفظ « عين » يا « قرء » كه به سبب اشتراك لفظى ابهام دارند . نيز ر . ك : مجمل مفرد . اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 223 . شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، ج 2 ، ص 105 . اجمال نص ر . ك : اجمال دليل اجمال و بيان بحثى اصولى پيرامون مبهم و مبيّن اجمال و بيان از مباحث علم اصول است . اجمال عبارت است از هر چيزى كه دلالت آن بر مراد ، روشن نباشد ( هو ما لم تتضح دلالته ) . « 1 » اين تعريف جامع‌ترين تعريف به نظر مىرسد ؛ چون « ما » در تعريف مذكور هم شامل لفظ و هم شامل فعل مىشود . « 2 » بيان ، كه در اصطلاح اصوليون مبيّن نيز گفته مىشود ، عبارت است از هر قول يا فعلى كه بيان‌كننده مجملى باشد و ابهام و اجمال را بر طرف سازد . بيان بر دو قسم است : بيان قولى ؛ بيان فعلى . نكته : فرق ميان اجمال و مجمل آن است كه اجمال ، در معانى و مجمل غالبا در الفاظ به كار مىرود . صاحب معالم ، حسن بن زين الدين ، معالم الدين و ملاذ المجتهدين ، ص 157 . علامه حلى ، حسن بن يوسف ، مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 154 . محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 105 و 159 . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 340 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 189 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 232 . فاضل لنكرانى ، محمد ، ايضاح الكفاية ، ج 3 ، ص 582 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 293 . احاديث ر . ك : خبر احتياط موافقت قطعى با شارع در موارد عدم قطع به تكليف واقعى احتياط ، در لغت يعنى حفظ نمودن و در اصطلاح ، به معناى اهتمام مكلف است به موافقت قطعى با اوامر شارع و نگه‌دارى نفس خويش از مخالفت احتمالى با آنها در جايى كه به تكليف واقعى ، قطع ندارد ، چه اماره معتبرى برآن اقامه شده باشد چه نشده باشد و چه مورد از موارد اجراى اصل عملى باشد چه نباشد . بنابراين ، مجراى احتياط با مجراى اصل احتياط كه از اصول عملى مىباشد ، تفاوت دارد ، زيرا اصل احتياط فقط در موارد شك در « مكلف به » جارى مىگردد ، اما احتياط شامل احتياط در اصل احتياط و غير آن مىگردد ؛ براى مثال ، شامل احتياط در « شك در محصل » و احتياط در « شك در اتيان » ، « مأمور به » - در مواردى كه هنوز وقت باقى است - و حتى شامل احتياط در فتاواى مراجع تقليد نيز مىگردد . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 403 . آذرى قمى ، احمد ، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه ، ص 16 . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 239 . تهانوى ، محمد اعلى بن على ، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 1 ، ص 310 . خويى ، ابو القاسم ، التنقيح فى شرح العروة الوثقى ، ص 19 . مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 285 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 11 ، ص ( 302 - 237 ) و ( 347 - 309 ) . احتياط اضافى ر . ك : احتياط جزئى احتياط تام عمل به هر احتمال مظنون ، مشكوك و موهوم براى دست‌يابى به واقع احتياط تام ، مقابل احتياط جزئى مىباشد و عبارت است از اهتمام مكلف براى دست‌يابى به واقع از طريق عمل به تمام مواردى كه حتى به‌طور ضعيف ممكن است وى را به واقع برساند ( امتثال اجمالى ) . توضيح : مكلف با ملاحظه مشتبهات ، يقين مىكند كه در بين مشتبهات وجوبى ، تعدادى واجب واقعى و در بين مشتبهات تحريمى تعدادى حرام واقعى وجود دارد كه وى

--> ( 1 ) . زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 3 ، ص 3 . ( 2 ) . رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ص 175 .